تبليغاتX
ماڵپه ڕی ئیبراهیم ئیسما‌عیل پوور
وتار یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 22:19

 

تربیت و دموکراسی (1)

 

دموکراسی در معنی حقیقی خود از چارچوب فرمانروایی مردم عدول کرده و پا به وادی فرمانروایی خود بزرگداشت انسان نهاده است. به عبارتی دیگر از قلمرو سیاست پا فراتر گذاشته ودر قلمرو زندگانی اجتماعی و حتی فردی نیز جا گرفته است .به منظور دوری از خطرات دموکراسی که جهل و نادانی از اهم آن هاست ، تربیت وارد عمل شده و در پرورش انسانهای دموکراتیک نقش خود را ایفا نموده است .به نوعی که پایبند بودن دموکراسی همیشه بر بنیاد تربیت  بوده است .آن تربیتی که به سازمانهای آموزشی محدود نشده ، بلکه به کل جامعه و به همه ی نهادهای آن و به زندگانی فردی  و اجتماعی بازگشته است .آموزش و پرورش که زمینه ساز دموکراسی است ، بر پدید آوردن آمادگی و شوق به شرکت در کارهای سیاسی واجتماعی ، بردباری در برابر اندیشه های گوناگون و حتی مخالف تکیه می کند . با آموزش و پرورش دموکراسی به بافت زندگانی اجتماعی راه می یابد . در غیر این صورت دموکراسی ناچار به فنا می گردد . هم چنان که جان دیویی می گوید :" دموکراسی اگر طبیعتی فقط سیاسی داشته باشد و به گوشت و خون مردم راه نیابد ، نابود می گردد" . آموزش و پرورش در راه یافتن دموکراسی به گوشت و خون مردم نقش اصلی را ایفا می کند .دموکراسی بر آزادی تکیه زده است . آزادی ای مانند حق و آزادی ای همچون روش .با نفوذ این دو نوع آزادی ، دموکراسی به کلاسها ی درس و در کل به سیستم آموزش و پرورش وارد شده است و از توزیع ناعادلانه ی قدرت و امکانات در کلاس درس کاسته است و دانش آموز فردی عالم و عادل وحق طلب پرورش می یابد . آموزش و پرورش هم چنین می تواند سه بعد دموکراسی( فراخنا ، ژرفنا ، دورنما ) را تحقق بخشد .

تربیت مبتنی بر دموکراسی به افراد فرصت می دهد که خود را آن گونه حس و تجربه کنند که هستند و نه آن گونه که جامعه تحمیل می کند و یا اجبارها و الزامها ی تاریخی ، نژادی و قومی طلب می کند .

یاسپرس فیسوف بزرگ وجودی ، دموکراسی و تربیت را از یکدیگر جدا ناپذیر می داند . او آنها را با هم می خواهد و جامعه را بدون آن دو ناکامل می داند . یاسپرس کارآمدی دموکراسی را نتیجه ی تحول منش آدمیان و راه یافتن آزادی و خردمندی به بافت زندگانی فردی و اجتماعی می شمارد . دموکراسی نوین با توجه به جامعه ی شبکه ای که کاستلز از آن سخن به میان آورده است ، رسالتی بس سنگین به عهده دارد . در تفکر جامعه ی شبکه ای تفاوت ها و اختلاف ها حذف نمی شوند ، بلکه حفظ می گردند و با اتکای فرد نوین کثرت گراست .توانایی حرکت در شبکه بر اساس اصل گفتگو و احترام متقابل شکل می گیرد .در این مرحله از زندگانی با چنین بافتی باید راه های معنا کردن مشکلات وکنار آمدن با تضادها و گذر کردن از تعارض ها را آموزش داد.   

نوشته شده توسط ئیبراهیم ئیسما‌عیل پوور  | لینک ثابت |